عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٧ - دنباله احكام عتق
ترجمه:
و همچنين اعتبارى به لفظ نداء مانند: يا حرّ نبوده اگر چه گوينده با اين لفظ و عبارات و الفاظ قبلى قصد تحرير بنمايد.
ج: در اينكه تعيين معتق (به صيغه اسم مفعول) معتبر و شرط بوده يا شرط نباشد دو احتمال است.
شرائط معتق (بكسر تاء)
در مولائى كه بندهاش را آزاد مىكند امورى شرط است:
١- بلوغ.
٢- اختيار.
٣- قصد آزاد كردن.
٤- نيّت قربت به درگاه حقتعالى.
٥- بواسطه افلاس يا مرض نسبت به بيش از ثلث مالش از تصرّف در آن ممنوع نباشد.
دنباله احكام عتق
د: بنظر ما اقرب اين است كه كافر مىتواند مبادرت به عتق نمايد.
ه: با نذر مىتوان كافر را محلّ عتق قرار داد نه با غير نذر. [١]
و: عتق موقوف بر اجازه مالك نبوده بلكه اگر غير مولى آن را فضولتا انجام دهد باطل است.
ز: تعليق عتق بر شرط جائز نيست مگر در تدبير. [٢]
بلى، اگر مولى در صورت حصول شرط جائزى عتق عبدش را نذر نمايد اين نذر منعقد مىشود و به عبارت ديگر:
تعليق عتق بر شرط مشروع را مىتوان با نذر تصحيح نمود.
[١] مقصود آن است كه اگر كسى نذر كند كافرى را آزاد نمايد چنين عتقى صحيح است.
[٢] زيرا در تدبير عتق معلّق بر مرگ مولى مىباشد.